رمز و رازهای ارزش گذاری کسب و کار (بخش اول)
چگونه می توان ارزش واقعی یک کسب و کار را تعیین کرد؟ آیا ارزش یک شرکت، همان رقمی است که در صورت های مالی آن ثبت شده یا عوامل دیگری نیز در تعیین قیمت آن نقش دارند؟ در این مقاله در بخش اول، با مفهوم ارزش گذاری کسب و کار و اهمیت آن، استانداردهای بین المللی و مبانی اصلی این حوزه آشنا خواهیم شد؛ و در بخش دوم، شیوه های ارزش گذاری کسب و کار، پایه های اصلی آن و نیز عوامل موثر بر ارزش ارزشمندترین کسب و کارهای جهان را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
ارزش گذاری کسب و کار به زبان ساده
پیش از هر چیز باید ببینیم ارزش گذاری کسب و کار یعنی چه؟ در یک تعریف ساده، ارزش گذاری کسب و کار یعنی تعیین اینکه یک شرکت، بر اساس توانایی آن در ساختن سود و جریان نقدی در آینده (نه مندرجات دفتر حسابداری اش) امروز، چقدر می ارزد. تصور کنید دو رستوران، در یک خیابان، با متراژ و تجهیزاتی تقریبا یکسان، همزمان برای فروش گذاشته شده اند؛ یکی از آنها هر شب صف مشتری دارد و دیگری، ماه هاست خالی و بی رونق است. آیا برای خرید این دو رستوران، حاضرید مبلغ یکسانی بپردازید؟ قطعا نه؛ چون آنچه واقعا خریداری می کنید، میز و صندلی و اجاق گاز نیست، بلکه جریان مشتری و سودی است که این کسب و کار در سال های پیش رو برایتان می سازد. قیمت گذاری کسب و کار دقیقا همین کار را بهشکلی علمی و مستند درباره قیمت شرکت انجام می دهد؛ نگاهی به آینده، نه صرفا شمارش دارایی های امروز.
به همین دلیل، ارزش دفتری یک شرکت، یعنی رقمی که در ترازنامه ثبت شده، اغلب فاصله زیادی با ارزش بازار واقعی آن دارد. یک شرکت فناوری ممکن است ساختمان و تجهیزات چندانی نداشته باشد، اما به دلیل جریان نقدی آینده اش، میلیاردها دلار بیارزد. برعکس، شرکتی با انبوه دارایی فیزیکی اما زیان ده، ممکن است ارزشی بهمراتب کمتر از دفاتر حسابداری اش داشته باشد. قیمت گذاری کسب و کار همین شکاف را پر می کند و پاسخ می دهد که قیمت شرکت، فارغ از ترازنامه اش، واقعا چقدر است.
اهمیت و ضرورت قیمت گذاری کسب و کار
آیا تا به حال فکر کرده اید چرا در معاملات ادغام و تملیک، طرفین ماه ها بر سر یک عدد چانه می زنند؟ یا چرا در دعاوی میان شرکا، بخش قابل توجهی از دادرسی، صرف اثبات ارزش سهام هر طرف می شود؟ پاسخ در مفهومی نهفته است به نام ارزش گذاری کسب و کار؛ فرایندی که یک عدد قابلدفاع و مستند از ارزش یک بنگاه اقتصادی و در نهایت قیمت شرکت به دست می دهد.
اگر مالک یا مدیر یک کسب و کار هستید، حتما این پرسش برایتان مطرح بوده که چگونه می توان ارزش شرکت را طوری اندازه گرفت که هم در مذاکرات فروش شرکت یا جذب سرمایه گذار به کار بیاید، هم در دعاوی حقوقی قابل استناد باشد، و هم پیش از یک تصمیم استراتژیک بزرگ مثل ادغام، تملیک یا عرضه اولیه سهام به شما بگوید این تصمیم چه بازده سرمایه و چه ریسکی در پی دارد. در این مقاله تلاش کرده ایم به این سوال و سوالات مهم دیگر در خصوص قیمت گذاری کسب و کار پاسخ دهیم.
ارزش گذاری کسب و کار تنها به معاملات فروش شرکت، فروش کسب و کار یا فروش سهام شرکت محدود نمی شود. در تقسیم دارایی میان شرکا، در دعاوی ارث، در محاسبه مالیات نقل و انتقال سهام و در دفاع از یک بنگاه در برابر ادعای طلبکاران، بدون یک ارزش گذاری کسب و کار مستند و قابلدفاع، هر تصمیمی محل چون و چرا خواهد بود.
استانداردهای بین المللی ارزش گذاری کسب و کار؛ چارچوب جهانی این حوزه
فرض کنید سه کارشناس مستقل را برای ارزش گذاری یک شرکت واحد به کار بگیرید و هر سه، بر پایه مفروضات و روش شخصی خودشان، به سه عدد کاملا متفاوت برسند؛ کدامیک از این اعداد باید مبنای مذاکره یا حکم دادگاه قرار گیرد؟ دقیقا برای پاسخ به همین دست پرسش ها بود که شورای استانداردهای بین المللی ارزش گذاری، یا IVSC، استانداردهای بین المللی ارزش گذاری موسوم به IVS را تدوین و منتشر کرد؛ مجموعه ای که امروز مرجع اصلی قیمت گذاری کسب و کار در بیش از صد کشور جهان است.
این استاندارد، به جای تجویز یک فرمول ثابت برای قیمت گذاری کسب و کار، بر رعایت سه رویکرد اصلی تأکید دارد که عبارت اند از رویکرد درآمدی (ارزش گذاری کسب و کار بر پایه توان آن در تولید سود و جریان نقدی آینده)، رویکرد بازار (مقایسه ارزش بازار شرکت با شرکت های مشابه معامله شده در بازار یا در معاملات ادغام و تملیک اخیر)، و رویکرد دارایی محور (محاسبه ارزش خالص دارایی های شرکت پس از کسر بدهی ها). هر گزارش قیمت گذاری کسب و کار که مدعی انطباق با این استاندارد باشد، باید نشان دهد کدام رویکرد یا ترکیبی از این رویکردها را برای تعیین قیمت شرکت به کار برده و چرا. همین شفافیت است که به گزارش های منطبق با IVS، در دادگاه، پشت میز مذاکره و در برابر هر مرجع مالی، اعتبار متفاوتی می بخشد.
در ایران، هنوز نهاد یا رویه یکپارچه ای برای ارزش گذاری کسب و کار جا نیفتاده است و همین خلأ، ریسک هر معامله یا دعوای مرتبط با ارزش یک بنگاه را بالا می برد. دفتر حقوقی پویا یعقوبی راد در ارزش گذاری کسب و کار، مبنای کار را بر متدولوژی های روزآمد مؤسسات پیشرو جهانی بنا گذاشته، اما در عین حال، با شناخت دقیق از مقررات، بازار و رویه قضایی داخلی، این روش ها را متناسب با واقعیت های حقوقی، اقتصادی و تجاری ایران تعدیل و پیاده سازی می نماید.
“پل ارزش گذاری” (Valuation Bridge)؛ مفهومی که نقش کلیدی در قیمت گذاری کسب و کار دارد
دو شریک یک شرکت را تصور کنید که هر دو به یک گزارش ارزش گذاری واحد استناد می کنند، اما بر سر رقمی که باید میانشان تقسیم شود، اختلاف پیدا می کنند. ریشه بسیاری از این اختلافات نه در محاسبات، که در خلط دو عدد کاملا متفاوت در رابطه با ارزش سهام و ارزش کل یک شرکت وجود دارد.
عدد نخست، ارزش کل شرکت یا Enterprise Value است؛ یعنی ارزش کل عملیات تجاری بنگاه، فارغ از اینکه این عملیات با بدهی تأمین مالی شده یا با سرمایه سهامداران. عدد دوم، ارزش سهام یا Equity Value است؛ یعنی سهمی از آن ارزش که پس از کسر بدهی ها، به سهامداران می رسد. پلی که این دو عدد را به هم متصل می کند، پل ارزش گذاری شرکت نام دارد. در این راستا، از ارزش شرکت شروع می کنیم، دارایی های غیرعملیاتی مانند وجه نقد مازاد را اضافه می کنیم، بدهی های مالی و سهم سهامداران اقلیت را کسر می کنیم، و به ارزش سهام می رسیم. تقسیم این عدد بر تعداد سهام، قیمت هر سهم و در نهایت قیمت شرکت را نشان می دهد.
چرا این پل اهمیت دارد؟ چون بیشتر متدولوژی های علمی ارزش گذاری کسب و کار، از جمله متدولوژی ای که در ادامه توضیح خواهیم داد، مستقیما ارزش شرکت را محاسبه می کنند، نه ارزش سهام را. اگر این پل به درستی طی نشود، حتی دقیق ترین محاسبه هم می تواند عددی نادرست یا گمراه کننده برای سهامداران به دست دهد؛ خطایی که در بسیاری از دعاوی تقسیم دارایی، فروش سهام شرکت یا اختلاف میان شرکا دیده می شود.
جهت اطلاع بیشتر بر روی مقاله رمز و رازهای ارزش گذاری کسب و کار (بخش دوم) کلیک کنید.
اگر در خصوص ارزش گذاری کسب و کار در ایران نیاز به مشاوره و وکیل داشتید تیم وکیل ایرانی حرفه ای ترین و مجرب ترین وکیل ها را از موسسه حقوقی پویا یعقوبی راد به شما ارائه می دهد.







